تبليغاتX
مهدی پاکدل

گزارش تصویری از تمرین و اجرای نمایش"داستان یک پلکان"

متن و بقیه عکس ها را می توانید در ادامه مطلب ببینید.

*با سپاس بسیار از دل خسته عزیز

اضافه شده در تاریخ یکشنبه ۱۸ بهمن ۸۸

------------------------------------------------------

"داستان یک پلکان"با پایان جشنواره در تالار قشقایی اجرای عمومی خواهد شد.

چهره‌های جوان در "داستان یک پلکان"
نمایش "داستان یک پلکان" به کارگردانی رضا گوران روز گذشته(شنبه ۱۰بهمن) با بازی چهره‌های جوان اما نامدار تئاتری به صحنه رفت.
در این نمایش بازیگرانی چون صابر ابر، مهدی پاکدل ،بهناز جعفری و امیر رضا دلاوری به ایفای نقش می‌پرداختند.
حضور این چهره‌ها باعث استقبال گسترده تماشاگران از نمایش شده بود، به نحوی که بسیاری از تماشاگران بر روی پلکان به تماشای "داستان یک پلکان" نشستند.
گفتنی است "صابر ابر" بازیگر اصلی این نمایش، این روزها حضور فعالی در تئاتر دارد و در جشنواره بیست و هشتم علاوه بر نمایش "داستان یک پلکان" در نمایش "کالیگولای" همایون غنی‌زاده نیز ایفای نقش می‌کرد.

منبع:سایت ایران تئاتر


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرزا بنویس در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 |

19 طراح با 30 اثر در بخش مسابقه پوستر تئاتر بیست‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی ‏تئاتر فجر به رقابت می‌پردازند.‏
به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از ستاد خبری بیست‌و‌هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، از میان 185 اثر ‏ارسال شده از طرف 85 طراح پوستر تئاتر، 30 اثر از 19 طراح به بخش مسابقه پوستر ‏تئاتر راه پیدا کردند. آثار شرکت کننده در این بخش در نمایشگاه و کتاب پوستر تئاتر نیز ‏حضور خواهند داشت.‏
آرش تنهایی، مهدی رایگانی، مهدی پاکدل، یحیی پاکدل، مریم پروانه، کمال کچوییان، ‏عباس رجب‌سلمانی، سعید بهزاد، امیر رجبی،‌ علی نوریان، رسول حق‌جو، آیرین غریب‌پور، ‏مرتضی اتابکی، امیر اسمی، سعید کامرانی، همایون غنی‌زاده، رضا باباجانی، حسین غازانچی ‏و سعید باباوند طراحانی هستند که با آثار خود در بخش مسابقه پوستر تئاتر جشنواره ‏بیست و هشتم تئاتر فجر حضور دارند.‏
نمایشگاه پوستر تئاتر در ایام برگزاری جشنواره بیست و هشتم تئاتر فجر در خانه ‏هنرمندان ایران برپا خواهد شد و کتاب پوستر تئاتر نیز به همراه مروری بر پوسترهای تئاتر ‏ایران در ایام جشنواره تئاتر فجر منتشر می‌شود. ابراهیم حسینی مسئول بخش مسابقه ‏پوستر تئاتر جشنواره بیست و هشتم تئاتر فجر است.‏
بیست‌و‌هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر با دبیری حسین پارسایی از 2 تا 11 ‏بهمن‌ماه در تهران برگزار می‌شود‎.‎

منبع:سایت ایران تئاتر

نوشته شده توسط میرزا بنویس در دوشنبه بیست و یکم دی 1388 |
پس از سه‌سال انتظار و در گروه آفريقا؛
«شبانه» از اواسط دي جايگزين «نيش زنبور» مي‌شود

سینمای ما - فيلم سينمايي«شبانه» به كارگرداني كيوان علي‌محمدي و اميد بنكدار سرانجام پس از سه‌سال از اواسط دي‌ماه در گروه سينمايي آفريقا به روي پرده مي‌رود. فيلم سينمايي«شبانه» به كارگرداني كيوان علي‌محمدي و اميد بنكدار پس از پايان نمايش فيلم «نيش و زنبور» در گروه سينمايي آفريقا توسط فيلميران روي پرده مي‌رود.
براساس اين گزارش،اين فيلم با تكنيكي كه كمتر در فيلم‌هاي ايراني ديده شده داستان دختري به نام شبنم را روايت مي‌كند كه همراه دو دوستش، ساناز و خاطره به قصد گذراندن شبي خوش از خانه خارج مي‌شوند اما اتفاق ناگواري كه براي برادرش روي مي‌دهد، حوادث تازه‌اي را براي او و دوستانش رقم مي‌زند كه ...

هديه تهراني، كوروش تهامي، كمند اميرسليماني، ستاره اسكندري، آتيلا پسياني، بهاره رهنما، حميدرضا پگاه، اميرحسين صديق، انوشيروان فاطمي و مهدی پاکدل از بازيگران فيلم هستند.

ساير عوامل اين فيلم عبارتند از: رخشان بني‌اعتماد (مشاور كارگردان)، هاله تبريزي (مجري طرح)، علي‌اصغر خوان مقدم (مدير توليد)، عباس كلانتري (مديرتداركات)، سودابه خسروي (طراح چهره ‌پردازي)، محسن منوچهري (صدابردار هم‌زمان)، كيوان جهانشاهي (موسيقي متن و صداگذار)، آيدين ظريف (طراح صحنه و لباس)،‌ محسن روزبهاني (جلوه‌هاي ويژه)، ورقا عامري (عكاس).

«شبانه» نخستين فيلم بلند «اميد بنكدار» و «كيوان علي محمدي» است كه در جشنواره بيست و چهارم فيلم فجر در بخش فيلم‌هاي اول و دوم و ميهمان به نمايش در آمد.

*باز هم با سپاس بسیار از "دل خسته" جان

اضافه شده در تاریخ شنبه ۲۱ آذر ۸۸

------------------------------------------------------

مهدی پاکدل در گفتگو با هفته نامه"هنرمند":

همه در Close Up هستیم

می گوید هنرِ زندگي كردن، اصلي ترين هنرِ خواهرهاي خانواده ماست. مهدي برادر كوچك خانوادة هنرمند پاكدل، متولد سال 59 و البته اصفهانی است که بعد از قبولي در رشته گرافيك به تهران می آید و... حسين پاكدل مجري خوش صدا و متبسم دهة 60 یا 70 را یادتان هست، حالا نويسنده و تهيه كننده سينما و برادر بزرگ اوست و مسعود برادر دیگر خانواده عكاس و فيلمبردار است که عكاسي را از او آموخته است. در حال حاضر مسعود و مهدي به همراه يحيي و سينا پسرهاي حاج حسين، "استوديو پاكدل" را اداره می کنند كه علاوه بر پروژه های گرافيكي و طراحي به فيلم سازي و عكاسي هم مشغولند. زير ساية درختِ عكسِ مهدي در "استوديو پاكدل" با هم به گفتگو نشينيم.

حسین احمدی

متن گفتگو را در ادامه مطلب بخوانید.

منبع:هفته نامه بین المللی هنرمند

*با سپاس بسیار از "کلاغ"جان

اضافه شده در تاریخ شنبه ۱۴ آذر ۸۸

------------------------------------------------------

فیلم برگزیده جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان اصفهان روی پرده:


"ماجراهای اینترنتی" پس از پنج سال اکران می‌شود


سینمای ما- فیلم سینمایی "ماجراهای اینترنتی" به نویسندگی و کارگردانی حسین قناعت پنج سال پس از تولید از 25 آذرماه در تهران و شهرستان‌ها به اکران عمومی درمی‌آید. "ماجراهای اینترنتی" حضوری موفق در بیستمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در اصفهان داشت و چند جایزه از جمله بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر کودک و جایزه ویژه مجمع سینمای کودک و نوجوان را به خود اختصاص داد.
بهاره رهنما، شهرام قائدی، مهدی پاکدل، مریم بوبانی، رابعه اسکویی، فرشاد حسینی، مهرو قلیزاده و آرش مفیدیان بازیگران دومین فیلم قناعت پس از "من و نگین دات کام" هستند. فیلم درباره دختری است که در یک پرورشگاه تهران تنها عکس خود و مادرش را به سایت مربوط به گمشدگان می‌دهد و معلم جوان روستای زادگاه دختر عکس او را پیدا می‌کند...
عوامل تولید "ماجراهای اینترنتی" عبارتند از مدیر فیلمبرداری: بایرام فضلی، تدوینگر: فرامرز هوتهم و سعید حاجی‌میری، میکس: مسعود بهنام، طراح صحنه و لباس: ماندانا برنده‌فرد، عکاس: امیر پرچمی، تهیه‌کننده: علی واجد سمیعی، محصول: سازمان سینمایی سبحان و رادیو تلویزیون عرب ART.
"ماجراهای اینترنتی" قرار است به همراه فیلم سینمایی "استشهادی برای خدا" به کارگردانی علیرضا امینی دیگر محصول سازمان سینمایی سبحان به صورت مشترک در سینماهای تهران و چند شهر بزرگ دیگر به نمایش عمومی درآید.

*باز هم با تشکر بی نهایت از "دل خسته" جان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرزا بنویس در جمعه سیزدهم آذر 1388 |

اخبار جدید از سریال موج و صخره

خبرگزاري آريا- مهدي پاکدل بازيگر سريال موج و صخره به خبرنگار آريا گفت:سريال 26 قسمتي"موج و صخره" به کارگرداني سعيد سلطاني که براي شبکه سه توسط ناصرمحمود کلايه در حال تصويربرداري است ، مربوط به 8 سال دفاع مقدس می باشد.وي ادامه داد:داريوش ارجمند،رامين کبريتي،مهدي سلوکي، محمود عزيزي،زهرا سعيدي و شيوا خنياگر بازيگران مجموعه 26 قسمتي "موج و صخره" به تهيه کنندگي آرمان زرين کوب هستند که در لوکيشن هاي مختلفي در تهران و شهرستان ها ساخته مي شود که من نقش پسرجواني به نام طاهر را بازي مي کنم.وي در پايان افزود:مونا انوري زاده نويسنده متن اين سريال تلويزيوني است و مضمون اين مجموعه،خانوادگي و روايتگر زندگي يک زوج جوان است.گفتني است، مهدي پاکدل سريال هاي "اولين شب آرامش" و "بي گناهان" را که پيش تر از شبکه سوم سيما به روي آنتن رفت در کارنامه خود دارد.

*با تشکر خیلی خیلی زیاد از "دل خسته"

اضافه شده در تاریخ یکشنبه ۱ آذر ۸۸

-------------------------------------------

تله تئاتر هویت

علي سرابي بازيگر نمايش خنكاي ختم خاطره، تله تئاتر هويت را به عنوان نخستين تجربه كارگرداني خود براي پخش از شبكه چهار سيما آماده مي‌كند.

وي به خبرنگار فرهنگي ايرنا گفت: داستان اين تله تئاتر اقتباسي است از رمان شستشوي مغزي به نويسندگي جان وين رايت كه توسط مشهور محسنيان ترجمه شده است.

سرابي افزود: تهيه كنندگي اين تله تئاتر را نيما دهقان برعهده دارد و ضبط آن نيز از آذر ماه بمنظور پخش در اواخر سال جاري شروع مي‌شود.

به گفته وي، داستان اين نمايش درباره وقوع قتل‌هاي زنجيره‌اي است كه در محله منهتن نيويورك روي مي‌دهد.

سرابي افزود: در اين نمايش چهار بازيگر ايفاي نقش مي‌كنند و در حال حاضر حضور بهنوش طباطبايي و مهدي پاكدل در آن قطعي شده است.

وي با اشاره به آغاز تمرينات اين تله تئاتر تصريح كرد: با چند هنرمند نيز در ارتباط با دو نقش ديگر رايزني‌هاي صورت گرفته اما تاكنون به نتيجه قطعي در اين خصوص دست نيافته ايم.

سرابي مدت زمان اين تله تئاتر را ‪ ۸۰‬دقيقه اعلام كرد.

*با تشکر فراوان از سحر عزیز

**عکس رو "همین جوری" گذاشتم."همین جوری" یعنی ارتباطی به مطلب نداشت اما جالب بود.

اضافه شده در تاریخ شنبه ۲۳ آبان ۸۸

------------------------------------------------------

معرفی یک نمایشنامه

داستان یک پلکان

نوشته:آنتونیو بوئرو بایخو

ترجمه:پژمان رضایی

انتشارات:نشر نی – چاپ دوم 1387

قیمت:2000 تومان

 "آنتونیو بوئرو بایخو" در سال 1916 در گوآدلاخارای اسپانیا به دنیا آمد.در سال 1933 به دلیل تبانی در شورش محکوم به مرگ می شود،اما با تخفیف مجازات تا سال 1946 به زندان می افتد.در سال 1946 نمایشنامه"داستان یک پلکان"برنده جایزه "لوپه دوگا"می شود.از دیگر آثار مهم او می توان به"کلمات بر شن"،"در تاریکی سوزان"،"امروز جشن است"،"کارت های پشت و رو"،"ندیمه ها"،"ماجرایی در گرگ و میش"و"نورگیر"نام برد.بایخو در 28 آوریل 2000 بر اثر سکته مغزی در مادرید بدرود حیات گفت.

متن پشت جلد(بخشی از متن نمایشنامه) :

کارمینای فرزند : نمی تونم!

فرناندوی فرزند: چرا،می تونی.می تونی...برای این که من ازت می خوام،ما باید قوی تر از پدر و مادرهامون باشیم.اونا گذاشتن تا زندگی شکستشون بده.سی سال این پله رو بالا و پایین رفتن و هرروز بدبخت تر از روز قبل شدن.اما ما به خودمون اجازه نمی دیم که این محیط سوارمون بشه.نه!برای اینکه از اینجا می ریم.به وجود هم تکیه می کنیم.کمکم می کنی تا برای همیشه از این خونه لعنتی،از این قشقرش های همیشگی،از این بدبختی بیرون بیام.به م کمک می کنی،نه؟بگو که می کنی،خواهش می کنم.بگو!

*رضا گوران،نمایشنامه "داستان یک پلکان"را برای شرکت در جشنواره تئاتر فجر ارائه کرده است.قرار است مهدی پاکدل،صابر ابر،امیررضا دلاوری،بهناز جعفری،بهنوش طباطبایی ورامونا شاه در این نمایش بازی کنند.

نوشته شده توسط میرزا بنویس در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 |

كباب‌خوري با مهدي پاكدل،بازيگر در بازار شاه‌عبدالعظيم(ع)
دود كباب و بوي ريحان و باد پاييز

اگرچه از روزهاي ماشين دودي و باغ طوطي و پنج‌شنبه، جمعه‌هاي مردمي كه براي زيارت و سياحت به آستان حرم حضرت عبدالعظيم(ع) مي‌آمدند، سال‌هاست كه مي‌گذرد اما انگار عادت كباب‌خوردن در بازار همچنان جزو جدايي‌ناپذيري از سفر به اين ناحيه از تهران است. در اين شماره «تهرانشهر» گپ‌وگفت درباره غذا را در يك كبابي انجام داده‌ايم. با حضور مهدي پاكدل كه خودش يك آشپز درجه يك است. اولين‌بار است كه همديگر را از نزديك مي‌بينيم. هميشه كارهايش را در سينما و تلويزين و تئاتر دنبال كرده‌ام و مي‌دانم كه او هم برنامه‌هاي من را ديده و گفت‌وگوهايم را در مطبوعات خوانده است. صبح زود پاي اينترنت مي‌نشينم تا گفت‌وگوهايي كه پيش از اين داشته را بخوانم و بيشتر با روحيه‌اش آشنا شوم. پاي هر گفت‌وگو كلي «نظر» است از طرف طرفدارانش كه تعدادشان هم كم نيست. گفت‌وگوها شخصي‌ترين علايق او را شامل مي‌شود. چيزي كه معمولا مردم كنجكاو به دانستنش هستند. گفت‌وگوها را كه مي‌خوانم ديگر مي‌دانم چه آرزوهايي دارد، چه چيزهايي مي‌بيند، چه چيزهايي مي‌شنود و... براي همين است كه وقتي سوار ماشين مي‌شود از او به خاطر موسيقي كه دارد پخش مي‌شود عذرخواهي مي‌كنم. او در يكي از همان گفت‌وگوها وقتي در مقابل اين پرسش قرار گرفته بود كه چه موسيقي گوش مي‌دهد، گفته بود باخ! (البته اين عادت اغلب سينمايي‌هاست) مي‌گويم: «ببخشيد، من توي ماشينم باخ ندارم، يعني اساسا موسيقي كلاسيك گوش نمي‌دهم.» به صداي خواننده‌اي كه ما را از جنب‌وجوش شهر جدا مي‌كند، اشاره مي‌كند و مي‌گويد براي ما ايراني‌ها چه صدايي كلاسيك‌تر از اين صدا؟ از ترافيك ابتداي خيابان حافظ عبور مي‌كنيم. روي پل مي‌شود تندتر راند. گازي مي‌دهم، دنده را عوض مي‌كنم و مي‌رانم به سوي جنوب شهر تهران.


منصورضابطيان
تهران امروز

 ادامه گفتگو را در ادامه مطلب بخوانید.

 *با تشکر از نفیسه عزیز برای فرستادن لینک مصاحبه


اضافه شده در تاریخ دوشنبه 11 آبان 88

------------------------------------------------------

باز هم یک عکس خاص!

سقف سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر بسیار بلند و مناسب نمایشهایی است که به فضای بالاسری زیاد نیاز دارند. به اصرار مهدی پاکدل برای گرفتن عکسی به منظور استفاده در پوستر نمایش خنکای ختم خاطره روی سقف مشبک سالن رفتیم . جای خیلی مطمئنی نبود اما این تنوع طلبی بشره که ....... 

 این عکس هم مربوط به همین زمان است.

از: فتوبلاگ رضا موسوی

* بعد از خواندن این مطلب یاد روزی افتادم که به تماشای نمایش"خنکا..." رفته بودم و کلی آن سقف عجیب و جالب را تماشا کردم با خودم گفتم چقدر جای خوبی است برای عکس گرفتن.ولی انگار یک عده(!)خیلی زودتر از ما به این فکر افتاده بودند!

میرزابنویس


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرزا بنویس در دوشنبه چهارم آبان 1388 |

خلاصه فیلمنامه تله فیلم "عزیزی که ناپدید شد"

به کارگردانی منوچهر هادی

 

مسعود (مهدی پاکدل) و مانا (بهنوش طباطبایی) دانشجوی رشته حقوق و نامزد هستند. پدر مانا ثروتمند و بانفوذ است و برخلاف اصرار مسعود و مانا راضی به این ازدواج نیست.او که داشتن ثروت و قدرت را اولین شرط پذیرفتن مسعود می داند هر بار او را به بهانه ای رد کرده است تا این که دفعه آخر صراحتا ً به او می گوید که تا زمانی که مسعود با دست پر بر نگردد با ازدواج آنها موافقت نمی کند.مسعود تمام اندوخته شخصی و خانوادگی اش را که سیصد میلیون تومان است ،برای شراکت با پدر مانا به او می دهد و خودش برای پیدا کردن کاری پر در آمدتر بر خلاف خواسته مانا از ایران می رود.

چند سال بعد او به ایران باز می گردد چون شنیده چندوقتی است که مانا ناپدید شده.برای پیدا کردن او سراغ هر کس می رود از او بی خبر است.مادر و خواهر و برادرخود مسعود هم خبری از او ندارند و فقط می دانند که مدتی است گم شده.مسعود بعد از این که به سراغ پدر مانا می رود و می فهمد که ورشکسته شده و به دلیل بدهکاری هایش در زندان است ،به سراغ مهران (سینا رازانی)، برادر مانا می رود.اما مهران هم غرق در اعتیاد است و گم شدن خواهرش برایش بی اهمیت شده است.یکی از دوستان مانا ومسعود که نامزد سابق دوست دیگرشان جهان بوده است،به مسعود می گوید که ممکن است جهان (امیر دلاوری)، از او خبری داشته باشد.مسعود به سراغ او می رود و او را که راننده آژانس است در محل کارش پیدا می کند.جهان از دوستان دوران کودکی مسعود است که همیشه دوست داشته فوتبالیست شود اما به دلیل مخالفت پدرش که اصرار به درس خواندن او داشته است هیچ حرفه ای نتوانسته یاد بگیرد و به آرزویش هم نرسیده است.آنها با هم به خانه جهان می روند و آنجا او برای مسعود تعریف می کند که یکی دو ماه قبل در یک نیمه شب مانا از او خواسته که او را به شهرستان نوشهر برساند و او مانا را به آنجا برده است اما دیگر از او خبری ندارد.مسعود که می داند تنها خویشاوند مانا در نوشهر پسرعمویش است به سراغ مهران می رود تا از او شماره آرش پسرعمویش را بگیرد.مهران به او می گوید که پدرش بعد از ورشکستگی  تصمیم گرفته از محل پول مسعود بدهی هایش را رفع و رجوع کند اما مانا مخالفت کرده و یک روز پنجشنبه پول را از حساب خارج کرده و بعد از آن بوده که ناپدید شده است.مسعود با شماره آرش تماس می گیرد و سرانجام می فهمد آرش خیلی وقت است که از ایران رفته.مسعود تصمیم می گیرد موضوع را با پلیس مطرح کند.

علی،برادر مسعود که جانباز جنگ است،دوست پلیسی به نام رضا دارد که از همرزمان سابق او در جبهه است.خواهر رضا (ریما رامین فر)هم سابقا ً نامزد علی بوده است که مدتی است این رابطه به هم خورده است.رضا (علی سرابی) اول از مسعود پرس و جو می کند و می پرسد از بین اطرافیانش به چه کسی مشکوک است اما مسعود نمی تواند گمان بد به کسی ببرد.رضا بازجویی از همه اطرافیان مسعود را شروع می کند و در این میان سری هم به خانه جهان می زند.او هنگام گفتگو با پدر جهان در مورد شبی که جهان مانا را به نوشهر رسانده است،در پشت آیینه اتاق جهان یک حلقه انگشتری پیدا می کند.رضا از جهان بازجویی می کند و او در بازجویی اعتراف می کند که این حلقه نامزدی مانا است که در همان روز پنجشنبه ای که او و پولها را به نوشهر رسانده ،آن را به جهان داده و از او خواسته تا به مسعود بدهد و از قول او برای همیشه با مسعود خداحافظی کند.مسعود با شنیدن این ماجرا غمگین می شود ولی رضا همچنان دست از تلاش بر نمی دارد.او حساب بانکی جهان را چک می کند و پی می برد که او مدتی است با یک صاحب رستوران شریک شده و می خواهد خارج از ایران به همراه او رستوران تاسیس کند.در همین میان جهان برای همیشه از پدر بیمار و فلجش خداحافظی می کند و پدرش از او به این خاطر که نگذاشته به آرزویش برسد عذرخواهی می کند.جهان بعد از خروج از خانه توسط رضا تعقیب و دستگیر می شود.در کلانتری جهان با عصبانیت به رضا پرخاش می کند که چرا چنین شکی درباره او دارد.رضا به او می گوید که اگر خودش ماجرا را تعریف نکند،مانا خودش به داخل اتاق خواهد آمد و داستان را خواهد گفت.جهان ابتدا باور نمی کند ولی بعد از رضا می خواهد که این کار را نکند چون او از مانا خجالت می کشد.جهان اعتراف می کند که در میانه راه نوشهر وقتی مانا ماجرای پولها را به او می گوید،به خاطر بیکاری و بی پولی وسوسه می شود و با زدن ضربه ای او را بیهوش می کند و در چاله ای می اندازد و خودش با پولها فرار می کند.روز بعد با حضور مأموران پلیس و مسعود و جهان در کنار همان چاله،جهان یک بار دیگر اعترافاتش را تکرار می کند در حالی که هیچ اثری از مانا در داخل چاله نیست.مسعود که شوکه شده است اندوهگین از جمع دور می شود و تصویر از نمای بزرگی از دشت که مسعود در میانه آن و پشت به دوربین گریه می کند،به سیاهی فید می شود.

 

توضیح:در فیلم چند داستانک فرعی هم به موازات هم پیش می رفتند که به دلیل نداشتن تأثیر زیاد در روند داستان از نوشتنشان چشم پوشیدم.مثل فلاش بک های خاطرات مسعود در دوران آشنایی اش با مانا،تلاش برادر کوچک مسعود برای عضویت در تیم ملی فوتبال و ازدواج خواهر رضا با علی.

ما و"عزیزی که ناپدید شد"

تله فیلم"عزیزی که ناپدید شد" بین معدود تله فیلم هایی که دیده ام خوب بود.یعنی فیلمنامه اش با وجود بعضی اشکالات شسته رفته و جذاب بود.کارگردانی و بازی هم قابل قبول بودند.به خصوص استفاده از بازیگران شاخص تئاتر در این فیلم کاملا چشمگیر بود.یکی از بهترین بازی های این فیلم رو متعلق به سینا رازانی در نقش برادر معتاد مانا و علی سرابی در نقش پلیس می دونم.اما یکی از نقاط ضعف بزرگ فیلم به نظرم استفاده از کلاه گیس مشکی ! برای فلاش بک های جوانی شخصیت مسعود بود که واقعا ً حیرت آور بود چون هیچ سنخیتی نه با شخصیت داشت و نه با فیلمنامه.چند شخصیت هم در فیلم بودند که به نظرم بود و نبودشون تفاوت زیادی در داستان ایجاد نمی کرد.اعم از برادران مسعود و خواهر رضا.

با وجود این که مثل همیشه مهدی پاکدل تلاشش رو برای هرچه بهتر به سرانجام رسوندن نقشش کرده بود،فکر می کنم در مورد تله فیلم ها هم مثل سریال ها،باید کمی با سختگیری بیشتر انتخاب کنه.

برای مهدی پاکدل آرزوی موفقیت می کنم.

 

میرزابنویس

اضافه شده در تاریخ پنجشنبه ۳۰مهر ۸۸

------------------------------------------------------

دوستان سلام

تله فیلم"عزیزی که ناپدید شد"،دوشنبه شب (۲۷ مهرماه)ساعت ۱۲ نیمه شب از شبکه دوم سیما پخش شد.از ساعت پخش تکرار تله فیلم اطلاعی ندارم.هر یک از دوستان که خبر دارند در قسمت نظرات بنویسند تا عزیزانی که موفق به تماشای تله فیلم نشده اند،تکرار برنامه رو ببیند.

متشکرم

میرزابنویس

اضافه شده در تاریخ سه شنبه ۲۸ مهر ۸۸

------------------------------------------------------

دو – صفر به نفع بقیه

گفتگو با مهدی پاکدل

مجله چلچراغ/شماره ۳۵۹/شنبه ۱۱ مهر ۸۸

مهدی پاکدل با سریال"اولین شب آرامش"مطرح شد و البته حضورش پیش از آن در تئاتر به چشم آمده بود.او این اواخر با"خشکسالی و دروغ"؛محمد یعقوبی یک بار دیگر و از نو دیده شد؛هرچند نمایش هایی چون"قهوه تلخ"،"سیاها"،"همسایه آقا"و "یرما"در کارنامه اش باشد.

مهدی پاکدل در حوزه های دیگری هم فعال است.به قول خودش در گرافیک از بازیگری هم موفق تر است.او یک تجربه گرای اصیل تمام عیار است.جزو همان آدم هایی که شیطنت آمیز از این شاخه به آن شاخه می پرند و مدام تجربه می کنند.تجربه گفتگو با مهدی پاکدل،تجربه گفتگو با یک جوان آرام است که برای یک پرش بلند کمین کرده.

با مهدی پاکدل در استودیو پاکدل گفتگو کردم.

لیلی نیکونظر

متن کامل گفتگو را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرزا بنویس در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 |